عصر زبانی تازه یا برگشت به غارنشینی؟

    اموجی‌ها در اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی توسط ژاپنی‌ها برای استفاده در پلت فرم‌های اولیه تلفن همراه مورد استفاده قرار گرفتند و رشد سریع استفاده از آن‌ها به اواخر سال ۲۰۱۲ بر می‌گردد. زمانی که نسل جدید از گوشی‌های هوشمند و تبلت‌ها اموجی‌ها را به کیبوردهای استاندارد خود ضمیمه کردند.

    از آنجایی که دیگر برای ارتباط با آشنایان، اعضای خانواده و دوستی که کیلومترها از ما دور است از نامه نگاری و صنعت پست استفاده نمیکنیم و کم و بیش هم، ادبیات شبکه های اجتماعی و پیام‌رسان را پذیرفته ایم برای بیان بسیاری از احساسات خود از این آدمک‌ها استفاده می‌کنیم و تقریبا به زبان پذیرفته شده ی اکثر ما تبدیل شده است.

    اما همانطور که هر کلمه ایی بار معنایی و احساسی خاصی در ما ایجاد میکند، بر اساس خلاقیت و موقعیت ِخود در مکالمات از بعضی اموجی ها بیشتر استفاده میکنیم. در واقع این عروسک های زرد رنگ به حدی در زندگی و روزمره ی ما وارد شده اند که تعداد زیادی از ما اتفاق نظر داریم که لغات به تنهایی توان انتقال آن احساسی که می‌خواهیم را دیگر ندارند.

    گاهی این تصاویر و شکلک‌ها به خوبی احساساتمان را منتقل نمی‌کنند و این ثمره ی این است که یا ما درک درستی از اموجی مورد نظر نداریم و یا هنوز نتوانسته ایم زبان استانداردِ خود را به مخاطبانمان بقبولانیم. بخشی از این ادراک، مورد قبول تمام ملل و فرهنگ ها است و بعضی دیگر را خودمان در گروه‌های کوچک و بزرگ خودمان پذیرفته ایم.

    آدمک ها مانند کلمات و موضوعات دارای خط تولید و پایان مصرف هستند. بسته به سن و سال مخاطب شما و روحیه ایی که از او می شناسید و مدت زمانی که از دوستی شما گذشته و مهمتر از همه مجازی یا واقعی بودنِ اصلِ ارتباط‌تان، نحوه‌‌ی استفاده از اموجی ها نیز فرق می‌کند. در اینجا گمان نداریم که راه صحیح استفاده از هر اموجی را شرح دهیم بلکه می‌خواهیم نظر شما را به دانستن زبانی بین المللی که سالهای گذشته هرگز فکر نمی‌کردیم به آن دست پیدا کنیم متوجه سازیم.

    استفاده از شکلک‌های تصویری می‌تواند جزئیات زیادی از شخصیت افراد را آشکار سازد. در این زمینه تحقیقاتی انجام شده است که نتایج آنها نشان می‌دهد اموجی‌ها همان بخشی از مغز انسان را تحریک و فعال می‌کنند که در زمان نگاه کردن به چهره انسانی دیگر فعال می‌شود!

    آنچه مسلم است قبول این مطلب می‌باشد که اموجی‌ها و استیکرها امروزه به سرعت در حال تبدیل شدن به یک زبان جدید اینترنتی هستند تا از طریق آن کاربران به صورت غیرکلامی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. می‌توان انتظار داشت که اموجی‌ها به رشد بی سابقه خود ادامه دهند و حتی به طور فزاینده این ارتباطات دیجیتال به زمینه‌های حرفه‌ای مانند ایمیل‌های شغلی نیز وارد شود.

    یکی از اصلی‌ترین علل رشد سریع و با قدرت اموجی‌ها این است که آنها در حقیقت حالات درونی انسان و چهره او را به تصویر می‌کشند و سیگنال‌های صورت را به صورت یک شکلک نمایان می‌سازند؛ اینها همان شکل‌هایی هستند که بشر برای صدها سال توانسته به وسیله آنها با دیگران ارتباط برقرار نماید. این را می‌توان از غارها و نقاشی‌های اولیه بشر در آنها متوجه شد؛ بشر اولیه در واقع اموجی‌های اولیه را خود کشیده است. تصاویر، اموجی‌ها و نقاشی‌ها در حقیقت میانبرهایی هستند که بدون واسطه منظور اصلی ما و حالت ما را به دیگران می‌فهمانند.

    از سالها پیش، ما نامه‌های بلندبالا می‌نوشتیم و روی پیدا کردن بهترین کلمات و جملات ساعت‌ها فکر می‌کردیم؛ نویسندگان کلی زحمت می‌کشیدند تا بهترین نوشتار را برای بیان احساسات و منظور اصلی خود به خواننده انتخاب کنند. اما نویسنده امروز می‌تواند با شکل یک قلب یا همان اموجی منظور خود را بدون دردسر به مخاطبش برساند!

    شما با اموجی‌ها می‌توانید گل و بوسه به دیگران بفرستید؛ اما واقعیت اصلی و پرسش اساسی این است که این وسط زبان واقعی به کجا می‌رود؟ آیا زبان از بین نمی‌رود؟ آیا زبان قربانی این زبانک‌های نوظهور و مجازی نمی‌شود؟

    در واقع؛ خیر!
زبان در طی اعصار و قرون بارها تغییر کرده و معنی کلمات نیز در همین مدت بارها عوض شده است. همچنین اصطلاحات بازرگانی و تبلیغاتی نیز به دایره واژگانی بشر افزوده شده است؛ همیشه زبان یا لهجه‌های جذاب باعث می‌شوند ما آنها را به خاطر بسپاریم؛ در سبک زندگی مان خلاقیت به خرج دهیم و دنیاهای جدید مانند اتاق های تازه به روی ما گشوده شوند.

    این شکلک‌های بامزه به ما کمک می‌کنند رُک باشیم و ابهام را از بین ببریم. برخی از مردم هم به جای اموجی‌ها از کلمات مربوط به آن اموجی استفاده می‌کنند: مثلاً می گویند امروز روز فاجعه باری بود؛ قیافه‌ی غمگین. ترجمه اموجی این جمله می‌شود امروز روز فاجعه باری بود.