رهایی از شنبه‌های موعود

    «دیگه تصمیمم رو گرفتم! از شنبه شروع می‌کنم به…» (جای خالی را عبارت مناسب پر کنید. مثلا: کم کردن وزنم/یاد گرفتن زبان انگلیسی/ورزش کردن/خوردن غذاهای سالم/ترمیم رابطه‌ام با خانواده‌ام/پس‌انداز کردن/پرداخت بدهی‌ها…)

هر یک از ما به اندازه‌ی موهای سرمان از این تصمیمات گرفته‌ایم و بعد از مدتی آن را رها کرده‌ایم و موکول کرده‌ایم به شنبه‌ی هفته‌ی بعد!
مورد خودم را مثال می‌زنم: با توجه به شغلم که بیشتر ساعات روز را پشت کامپیوتر هستم نیاز دارم که ورزش کنم در غیر این‌صورت طی چند سال آینده دیسک کمر و شکم برآمده نصیبم خواهد شد! خب من از شنبه شروع می‌کنم به ورزش، در سالن ورزشی ثبت‌نام کردم و لباس مناسب هم خریده‌ام… (سه روز بعد!) شنبه صبح است و من باید عصر به سالن ورزشی بروم، آماده‌ام و اشتیاق دارم. عصر شده و می‌خواهم از محل کارم به سالن ورزشی بروم اما خیلی خسته‌ام و کلافه. فکر می‌کنم اگر یک ساعت را هم به ورزش اختصاص دهم دیگر حتی توان خانه رفتن هم نخواهم داشت و از سوی دیگر فردا صبح هم باید زود بیایم به سر کار و… بقیه‌اش را می‌توانید حدس بزنید؟! بله من به یک رستوران فست‌فود رفتم و شام همبرگر و سیب‌زمینی خوردم و شب زود خوابیدم تا خودم را از شر عذاب وجدان ورزش نکردن رها کنم.

داستان آشنایی‌ست نه؟!

دبی فورد در این رابطه می‌گوید:
دنیای بیرونی ما بازتاب درونی ماست. برای شناخت حقیقی تعهد درونی‌مان فقط کافیست به زندگی خود بنگریم. درک این نکته حیاتی‌ست که همیشه انتخاب‌هایمان با ژرف‌ترین تعهداتمان همسو هستند.

سپس دبی فورد پرده از تعهدی برمی‌دارد به نام تعهد نهفته و می‌گوید:
آنها تعهدات نخستینی هستند که در یک سطح ناآگاهانه وجود دارند. تعهدات نهفته‌ی ما مسئول تفاوت میان آنچه که می‌گوییم و می‌خواهیم و آنچه تجربه می‌کنیم هستند

نویسنده: رضا قهرمانی